عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

220

كشف الحقايق ( فارسى )

ظلمانى را به زمين نورانى مبدل كردند و آسمان طبيعت را به آسمان روح مبدل كردند اينست معنى : يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ « 1 » فصل در بيان تاريك شدن كواكب و بىنور گشتن ماه و آفتاب بدانكه نور كواكب عبارت از نور حواس ظاهر و حواس باطنست كه هر يكى در برجى از آسمان بروح نفسانى مىتابد و نور ماهتاب عبارت از نور انسانى است كه نفس انسانى به حقيقت نور ندارد اما استفاضت نور از آفتاب عقل مىكند و مادون خود افاضت مىكند ( كذا - شايد : به مادون خود ) و نور آفتاب عبارت از نور عقل است . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه پيش از ظهور نور نفس انسانى نور حواس از آسمان روح نفسانى تابانست و در كار و عملست چون نور نفس انسانى ظاهر مىشود حواس از عمل خود معزول مىگردند : وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ « 2 » و چون نور عقل ظاهر مىشود نفس انسانى از عمل خود معزول مىگردد : وَ خَسَفَ الْقَمَرُ « 3 » و مستفيض با مفيض جمع مىشوند و به مثابه يك چيز مىگردند : وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ « 3 » و چون نور الله و علم لدن كه عبارت از الهام و وحى است ظاهر مىشود عقل از عمل خود معزول مىگردد : إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ « 5 » . باب در سخن اهل تناسخ بدانكه اهل تناسخ مىگويند كه عرب هر چيز را كه صفت فوق دارد آن را « سماء » مىگويند و هر چيز كه صفت تحت دارد « ارض » مىگويند پس ارض و سماء اضافى و اعتبارى باشد .

--> ( 1 ) - ابراهيم 48 ( 2 ) - تكوير 2 ( 3 ) - قيامة 8 - 9 ( 5 ) - تكوير 1